تاريخ : یکشنبه سی ام آذر 1393 | | نویسنده : سوگل
سلام

سلام به دوستای گلم

سلام به دوستای مهربونم

سلام به اونایی که میان یه سری میزنن و میرن

بدون اینکه از خودشون ردی به جا بزارن

صبح که نه ظهر آخرین روز پاییزتون به خیر

میگن جوجه ها را آخر پاییز می شمرن

البته الان که نه اون قدیما

چون الان امکانات در حد لالیگراد هست

که جبران کنه

به شاگردها میگفتن اونم برای امتحانات ثلث اول

حالا که معلم خصوصی و کلاس های فوق برنامه و از این حرفا دارن

که مسلما جوجه ها کم نمیشه

و برای بقیه هم همینطور

خلاصه راهی هست که کمبود ها جبران شود و نتیجه تقریبا دلخواه نصیب همه بشه

اما تو دوستی ها اینجوری نیست .

میدونی تو دوستی ها اصلا پاییز و شمارشی در کار نیست

چرا که هر روز دوست ها مورد آزمایش قرار میگیرن

هر روز دوستی ها محک میخوره

و این آزمون ها و محک ها اگر تکرار بشه و نمره خوبی نداشته باشه

دیگه به درد نمیخوره

شاید تو بتونی سریع یه دوست پیدا کنی

گاهی من میگم به یه لبخند

با یک سلام

و گاه با یک اتفاق ساده

اما حفظ کردن دوستی

سواد میخواد

دانش می خواد و شاید هم تجربه

من الان دوستانی دارم که چندین سال هست کنارشون هستم

و شاید سالیان سال دیگر هم کنارشون باشم

اما دوستانی هم دارم که فقط در حد یک سلام ساده است .

تازه اگر اونا را ببینم

دوستی صداقت میخواد

اعتماد میخواد

و گاهی هم یک گوش شنوا

که او از زندگیش بگه و تو گوش کنی

و یا برعکس

دوستای قدیمی و کهنه میشن مثل شراب

که هر چه قدیمی تر و کهنه تر ناب تر و دلچسب تر میشن

یادم میاد خیلی سال پیش یه همسایه داشتیم

حالا بگذریم که باب آشنایی ما چی بود

اما بچه هاش خیلی دست پخت منو دوست داشتن

و خودش هم خیلی به من وابسته شده بود

روزهای خوب و خوشی را کنار هم گذروندیم

تا این که ما از اونجا رفتیم و بعد از مدتی  اومدم بهشون سر بزنم

فهمیدم که بعد از رفتن ما

ناهید خانم به قدری بهم ریخته بوده که  بیمارستان روانی بستری میشه

او اون روز تصمیم گرفتم که خیلی نزدیک به دوستان نشم

و هر کجا دیدم داره وابستگی زیاد میشه فاصله بیاندازم تا نه خودم آسیب ببینم و نه دوستم

اما گاهی خودمون هم دوست داریم و شاید پی همه چیز را به تنمون بمالیم

البته وابستگی به خانواده چیزی نیست که بتونی کنترلش کنی

حد و مرز نداره و شاید هم تا سر حد جنون بکشه و جداییش هم تا سر حد مرگ میکشه

خدا نصیب کسی نکنه که عزیزی داشته باشه و جدایی را تجربه کنه که سخت و کشنده میشه

حد و مرز نداره، کوچیک  و بزرگ نداره ،پیر و جوان نداره ،زن و مرد هم نداره

البته شاید مردها بیشتر تحمل کنند که این در ظاهر قضیه هست نه در باطن

و زن ها با اشک ریختن بار غمشان را سبک میکنن

خلاصه که من تصمیم گرفتم که دوستی با خیلی ها را تموم کنم

چون به غیر از دلواپسی چیزی عایدم نمیشه

چون به غیر از دلخور شدن چیزی عایدم نمیشه

البته شاید این حس دو طرفه باشه

اما دلم نمیخواد هر روزم را با دلواپسی شروع کنم

دلم نمیخواد هر بار که اسمش را تو ذهنم مرور میکنم

پیش خودم بگم یعنی حالش خوبه

یعنی راست میگه و...

نمیدونم تصمیم درستی هست یا نه در هر صورت دلم نمیخواد با نگرانی زندگی کنم

نباشم شاید مخفی کاری هم نباشه

نباشم شاید ناگفته ای هم نباشه

البته گاهی فکر میکنیم که اینجوری از همدیگه مراقبت می کنیم که سخت دراشتباهیم

اینجوری نگرانی هایمان را زیاد تر می کنیم .

در هر صورت

به صد یلدا الهی زنده باشی
انار و سیب و انگور خورده باشی
اگر یلدای دیگر من نباشم
تو باشی و تو باشی و تو باشی
الهی غصه تو قلبت بمیره
الهی دشمنت عقده بگیره
الهی هر کجایی مهربونم
تنت سالم دلت روزی نمیره
الهی درد و غم از تو جداشه
الهی صاحب قلبت خداشه
الهی هرکجا با هر که هستی
خدا بر صحن قلبت گل بپاشه
پیشاپیش یلدا مبارک

 

 

 



تاريخ : جمعه هفتم آذر 1393 | | نویسنده : سوگل

به آنهاییکه دوستشان دارید بی بهانه بگویید : دوستت دارم .
بگویید: در این دنیای شلوغ سنجاقشان کردی به دلتان .
بگویید: گاهی فرصت با هم بودنمان کوتاهتر از عمر شکوفه هاست
بگویید :بودن ها را قدر بدانیم نبودن ها همین نزدیکی است .

 دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نعمت های بزرگ الهی که قدرش را نمی دانیم.

و وقتی آن را از دست می دهیم نیازمند دوست داشته شدن در ما پیدا می شه

که دیگه خیلی دیر شده

آنقدر به دیگران بدی کردیم که دیگه هیچکس حاضر به بودن در کنارمان را نمی شود .

البته خیلی کم پیدا میشه که به دیگران بدی بکنه

ولی همه ی ما که فکر می کنیم رفتار کاملا عالی داشتیم

گاهی نادانسته و ناخواسته موجب رنجش دیگران شدیم

درسته که شاید آنها اشتباه کرده باشند

اما همون ها گاهی آهی می کشند

که شنونده آن را دگرگون می کنند

امیدوارم من از آن دسته آدم ها نباشم

که نادانسته و ناخواسته موجب رنجش دیگران شده باشم

بیایید از همین الان تلاش کنیم

تلاش کنیم که به دیگران محبت کنیم

تلاش کنیم به دیگران خدمت کنیم

شاید محبت و خدمت در یک لبخند ساده نهفته باشد

پس سعی کنیم لبخند را از دیگران دریغ نکنیم .

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 | | نویسنده : سوگل
سلام بر دوستان همیشه همراه

آدم ها موجودات عجیبی هستند

نه دوست داشتنشان را به موقع می فهمند

و نه نفرتشان را

نه ابراز علاقه بلد هستند

و نه ابراز انزجارشان را

با آدم ها زندگی می کنند

تمام احساساتشان را سرکوب می کنند

و ادای آدم های بالغ را در می آورند

غافل از آنکه این آدم بالغ

یه روزی

یه جایی

کم میاره

و دیگه نمیتونه نقش بازی کنه

حالا باید چکار کنه 

بهترین راه آدم ها اینه که 

هرازگاهی به آدم هایی که دوستشان داریم 

بگوییم : 

دوستت دارم 

و از آدم هایی که باعث رنجش ما می شوند فاصله بگیریم 

شاید سخت باشد اما ممکن است 

چون من یاد گرفتم که به خاطر شادی خودم 

و آرامش اطرافیانم 

از تنش و در گیری های ذهنی دور باشم 

البته ناگفته نماند 

که در هر صورت هم باز به سراغمان می آید 

اما ما می توانیم آن را کنترل کنیم 

من اراده کردم و از کسی که باعث رنجشم شد دور شدم 

دیگه نخواستم که ببینمش 

شاید باورتان هم نشه 

اما من دیگه ندیدمش 

خدا را شکر می کنم 

که خواستم و خدا هم کمکم کرد 

چون بدون کمک او من هیچی نبودم 

میتونی از همین الان شروع کنی 

کسی را که باعث شادیت می شود 

در ذهنت مجسم کن 

و سعی کن آنقدر ذهنت را از افراد شادی بخش پر کنی 

که دیگر جایی برای کسانی که باعث ناراحتیت می شود نباشد 

تو می توانی 

تو می توانی 

به امید روزی که بتوانیم بر احساساتمان مدیریت کنیم 

 آنها را جداسازی کنیم 

و در نهایت شادیها را جایگزین غم ها کنیم



تاريخ : پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 | | نویسنده : سوگل

سلام مهربون

سلام همزبون

سلام امیدم

سلام تکیه گاهم

سلام به تویی که چشم از من بر نداشتی

سلام به تویی که با همه ی بدیهایم

باز نگاه مهربانت را از من دریغ نکردی

صبح که از خانه بیرون می آیم میدونم که پشتم را خالی نمی کنی

میدونم که هرچی بگم و هر کاری که بکنم توانش را تو به من دادی

من خوشبخت ترین آدم دنیام

چرا که تو را با تمام وجودم حس می کنم

لحظه ای شک نمی کنم

به قول شاعر که می گه :

هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند .

باورمه که تو بدون حکمت هیچ کاری نمی کنی

بدون حکمت هیچ سنگی جلوی پایم نمی اندازی

اما خدایا خودت کاری کن که

سست نشم

کم نیارم

و به امید تو و اعتماد به تو

منتظر بهترین ها باشم .

خدایا دوستت دارم

خدایا شکرت

شکرت

شکرت!!!



تاريخ : یکشنبه یازدهم آبان 1393 | | نویسنده : سوگل
سلام شب شما خوش

شب های که در پیش روی داریم شب های پر رمز و رازیست

رمز و رازی که حتی با تمام گفته ها هنوز کامل گفته نشده

این شب ها هر چه که هست

در محل خودش سنگین تر و پر معنا تر است

دعا می کنم قسمتتان شود

کربلا را می گویم

این دشت نینوا را

دعا می کنم بین بین الحرمین باشی

دو عزیز

دو بزرگوار

دو نور چشم پیغمبر

دو طرفت باشند

و نتوانی انتخاب کنی

سخت است

گاه رو به حسین

گاه رو به عباس علمدار

اشک چشمانت هم روان

آخه چی میتونیم بگیم

هر دو می دانند در دلمان چه می گذرد

من که رفتم با اشک چشم و التماس

آنها را به مادرشان زهرا (س)قسم دادم 

الحق و الانصاف که خوب تربیت شدند

به حرمت مادر به درد دل من گوش دادن

و یک بار بزرگ را از روی دوشم برداشتن

خدایا قسمت می دهم

به شهیدان کربلا

امام حسین (ع)

عباس علمدارت

علی اکبرت

علی اصغرت

رقیه ات

به حرت

به حبیب ابن مظاهرت

و...

به داد دل کسانی که نمی توانند بیایند به پاپوس نور چشم پیامبر گوش بده

تمام خواسته های به حقشان را اجابت فرما 

و نگاهت را از من حقیر هم برندار

که اگه نگاهت

لطفت

کرمت

رحمتت

از من دریغ بشه

نمیدونم باید چه کنم

یا غیاث المستغیثین

اغثنی

اغثنی

اغثنی



تاريخ : جمعه دوم آبان 1393 | | نویسنده : سوگل

سال هاست که عزای حسین با عزای پدرم عجین شده است

هر سال شب اول محرم

سنگینی قلبم

یاد آور لحظه به لحظه ی اتفاقات تلخ و کشنده

اتفاقاتی که با خودم عهد کردم هیچ وقت فراموش نکنم

داغ عزیزی که

همه ی زندگیم بود

عشقم بود

امیدم بود

کسی بود که

برایم انرژی بخش بود

با کلامش

با نگاهش

و حتی با سکوتش

وقتی از همه چیز خسته می شدم

دیدن بابا بود که آرامش بخش بود

حالا هم دیدار ما سر مزار باباست

میشینم و کلی براش درد دل می کنم

اینجوری سبک میشم

بابا رفت

اما کلی خاطره به جا گذاشت

کلی خاطراتی که هر لحظه یاد آور اوست

و این باعث شده که فراموش نشه

و داغش هم کهنه نشه

هر خدمتی هم از دستم بر بیاد

برای یادگارش که مامان هست انجام میدم

به خودم قول دادم که کاری نکنم که مامان از من دلخور بشه

و این باعث میشه بابا شاد بشه

روحش در آرامش باشه

چون گلی را خیلی دوست داشت

گلی مامانمه دیگه

بابای گلم

بابای بی نظیرم

بابای سالارم

دلم برات خیلی خیلی تنگ شده

دیدن عکس هم فایده نداره

دلم خودت را می خواد

نگاهت را

دست نوازشت را

دوستت دارم

به اندازه همه ی زندگیم

به اندازه تک تک سلول های بدنم

تا بی نهایت

تا خدا

ای کاش خوابت را ببینم

ای کاش ای کاش

برای شادی روحش

صلوات



تاريخ : شنبه بیست و ششم مهر 1393 | | نویسنده : سوگل
سلام بر دوستان خوب و مهربان

روزگار غریبی شده

دیگه نمیتونی هیچ کس را بشناسی

با یه آدم سال ها زندگی میکنی

اما بازم نتونستی خوب بشناسی

با یک اتفاق تمام چیزی را که در ذهنت ساختی را به هم میزنه

یواش یواش به خودت شک می کنی

که چرا من نتونستم این آدم را خوب بشناسم

اما اشکال از تو نیست

اشکال از روزگار

این روزگار نامراد مردم ناسازگار

مردمی که برای رسیدن به خواسته هاشون

آدم های ساده را وسیله قرار میدن

و ازا اونا یک دیو می سازن

و اون دیو را به جون آدم ها می اندازند

کاری هم به ضرر و ریانش ندارن

فقط کافیه به خواسته هاشون برسن

خدایا به دادمان برس

ما را از دست دیوهای انسان نما نجات بده

خدایا به فریادمان برس

جوان هایمان لبه پرتگاه هستند

البته خیلی از اونا پرت شدن

اما خدایا باقی مانده ها را نجات بده

تو را به همان جوان های رشیدت

که جان خود را کف دستشان گذاشتند قسمت می دهم .

یا غیاث المستغیثین



تاريخ : یکشنبه بیستم مهر 1393 | | نویسنده : سوگل

اصل شعر کشف شد

بنی آدم اعضای یک دیگرند

همه یک به یک نوکر حیدرند

***********

علی در عرش بالا بی نظیر است

علی بر عالم و آدم امیر است

به عشق نام مولایم نوشتم

چه عیدی بهتر از عید غدیر است

عید بر شما مبارک



تاريخ : سه شنبه پانزدهم مهر 1393 | | نویسنده : سوگل

آدم ها همیند
می آیند ، می مانند و می روند
نه آمدنشان خواستنی است
و نه بودنشان ماندنی
آدم ها همینند
ساده قضاوت می کنن اما ساده زندگی نمی کنند .
ساده عبور می کنند از هم اما ساده یکدیگر را دوست ندارند
شنیده ام کسی که دوستت داشته باشد
با هر بهانه ای کنارت خواهد  ماند
به این سادگی تنهایت نخواهد گذاشت
این آدم ها کم اند
اما هنوز هم یافت می شود
این ها را باید ستود
می بینی ؟
این ها بوی ناب آدمیت می دهند



تاريخ : شنبه دوازدهم مهر 1393 | | نویسنده : سوگل
سلام بر دوستان

دوستانی که دیده نمی شوند

اما کلماتشان و دلداری هایشان به انسان امیدواری میده

امروز یه موضوعی ذهنم را مشغول کرده

موضوعی که شاید مهمترین موضوع هر انسان باشه

رابطه ما با فرزندمان

ما مادرها خیلی احساسی هستیم و تمام احساساتمان را با خنده ها و گریه هایمان

و یا با کلمات بروز می دهیم

اما پدر ها به سختی احساساتشان را بر زبان می آورند و همیشه در خلوت خود عاشق فرزندشان هستند.

تا کوچک هستند خیلی خوبه

اما با بزرگ شدنشان هم مشکلات بزرگ و بزرگ تر میشه .

خلاصه با هر سختی و جون کندنی هست به مرحله ی ازدواج می رسند

حالا انتخاب همسر مناسب و قبول کردن و مرحله به مرحله پیش رفتن هم برای خودش داستانی داره

با تمام سختی ها و لذت هایش ازدواج می کنند و به قول معروف به خانه ی بخت می روند .

قدیمی ها می گفتند :

دختر می دیم به زندون

پسر می دیم به رندون

واقعا هم چه خوش گفتند الحق و الانصاف باید کلماتشان را با زر نوشت .

القصه من هم از این قانون مستنثنی نیستم

یادمه خودم ازدواج کردم بعد از 20 روز به دیدن خانواده یا به قول معروف مادرزن سلام رفتم

تازه جالب اینجاست که یواشکی رفتیم بعدش هم تا یک هفته کسی با ما حرف نمی زد .

تو زندگیم به غیر از زمانی که در شهر شوهرم زندگی می کردم بقیه وقت ها با خانواده ام مشکلی نداشتیم

البته آن موقع هم به خاطر دوری راه رفت و آمد برایمان مشکل بود .

بگذریم آن هم گذشت ورق زدن خاطرات گاهی خوش و گاهی ناخوش است یعنی خیلی خوشایند نیست .

اما موضوعی که ذهنم را در گیر کرده این نیست آمنه هست .

آمنه دخترمه دختری که ازدواج را به تحصیل ترجیح داد .

دبیرستان که بود شوهرش عاشقش شده بود و وقتی هم که نامزد کردند

خیلی مدرسه را دوست نداشت و من بیخودی حرص می خوردم

شوهرش از شهر دیگه بود و فرهنگش زمین تا آسمون با ما فرق داشت

مشکلاتی داشتیم اما همه ی مشکلات را پشت سر گذاشتیم

یادمه روزی که مراسم  نامزدی بود حالم خیلی بد بود و کلی هم گریه کردم

اصلا نمیتونستم آمنه را تو اون لباس نگاه کنم

دوری آمنه برام سخت بود خیلی دوستش داشتم

شب عروسی هم وقتی عروس را به خانه ما آوردن

قلبم داشت می ایستاد خدا می دونه که که چه حالی داشتم

کل مجلس با من گریه می کردن

پسر و دختر ؛ پیر و جوان

با همه ی سختیهایی که برای جهیزیه متحمل شده بودم

خدا را شکر همه چیز عالی بود

من هم کار های عروس را انجام می دادم و هم کارهای داماد را

تا لحاف و تشک داماد را هم من آماده کردم

ردیف کردن تالار و مراسم همه و همه

از قدیم گفتن لطف مکرر حق مسلم

الحق که راست گفتن

این داستان ادامه دارد ..................................



منبع کدهای زیباسازی

کد قطرات شبنم-Http//wWw.20ToolS.cOm/

پیغام ورود و خروج