در فرهنگ هر کشوری کلمات زیادی رایج است

که در استفاده متداول بعضی کلمات کاربرد بیشتری دارند

بعضی کلمات هستند که با شنیدن آن ذهنت را در گیر می کنند

بعضی کلمات هستند که با شنیدن آن احساساتت در گیر می شود

و بعضی از کلمات هستند که تو نسبت به آن هیچ عکس العملی نشان نمی دهی

فکر می کنم در بیشتر کشورهای دنیا کلماتی که با آن احساساتت درگیر می شوند

از حساسیت خاصی برخوردار باشند

و تو همه این کلمات الان در زمانه ای که زندگی می کنیم کلمه عشق بیشترین کاربرد را دارد

چرا که در قشر جوان تشنه ی شنیدن  موضوعات مربوط به عشق و عاشقی هستند

و ای کاش که درست تلفظ کنند و معنی درست آن را بفهمند

از همه ی این ها که بگذریم عشق و عاشقی دسته بندی خاص خودش را دارد

عشق به فرزند که بیشتر مادران را در بر می گیرد

البته ما پدران عاشق را هم داریم که در صد کمتری را شامل می شوند

عشق به دوست که میتونه همجنس باشد و یا غیر همجنس که الان بیشترین آمار را در بر دارد

البته آمارهایی که صحت و سقم آن خیلی قابل قبول نیست

و عشق به مال واموال که خوشبختانه در صد خیلی کمی به آن مبتلی هستند

حالا بر می گردیم به دسته ای که بیشترین آمار را در بر دارند یعنی :

عشق به دوست یا بهتر بگیم عشق به جنس مخالف

خوب در این دسته نگاه ها فرق می کند یعنی چی ؟

یعنی اینکه عشق از نگاه یک دختر با نگاه یک پسر فرق می کنه

اما آیا عشق و احساسش هم فرق می کنه ؟

از من می شنوید نباید فرق کند

اما در چیزی که ما می بینیم فرق می کند

آدم عاشق اصطلاحا میگن کور و کر می شود

یعنی هر چی که معشوقش می گوید درست و اشتباهاتش را نمی شنود

و هر کاری که معشوقش می کند درست و اشتباهاتش را نمی بیند

و بدترین موضوع در آدم های عاشق الان اینه که همه چیز را برای خودشان می خواهند

در مرام عاشقی باید از خود گذشت

یک مادر عاشق برای بهترین ها برای فرزندش از همه چیز می گذرد

از خواب راحت خوراک خوب و تفریحات

چون همه ی بهترین ها را برای فرزندش می خواهد

دو انسان عاشق همه چیز را برای طرف مقابلشان می خواهند

اما وقتی که باید از خودشان بگذرند سست می شوند

بی منطق می شوند و گاهی بی رحم هم می شوند

میگن این حس دوست داشتن و عاشق شدن نصیب هر کس نمی شه

و اگر هم شد آدم خوشبختی هست

وقتی عاشق می شوی همه چیز زیبا می شود

رنگ ها منظره ها آدم ها

قلبت به تپش می افتد

زمان می ایستد

بدنت داغ می شود

و تمام دلواپس های دنیا به سراغت می آید

نکنه دیر بیاد

نکنه نیاد

نکنه منو دوست نداشته باشه

نکنه اتفاقی براش افتاده باشه

و خیلی از این دلواپسی ها

منظورم از نوشتن این متن این هست که :

منم دل دارم

منم خوب میتونم احساس عاشق را بفهمم

منم میتونم عاشق باشم

منم میتونم عاشق بشم

اما چه کنم که یاد گرفتم

به خاطر رفاه حال معشوق باید از خود بگذرم

گاهی بد باشم

گاهی بد اخلاق

گاهی سرد مثل بخچال

مجبور باشم که از گفتن خیلی از کلمات معمول اما احساسی امتناع کنم

و این معنایش این نیست که من عاشق نیستم

معنایش این است که من عاشقی هستم که بنا به شرایط باید سکوت کنم

و همه چیز را در قلبم مدفون کنم

اما باید اعتراف کنم که

محال است که فراموشت کنم

محال است که در روز به یادت نباشم

و محال است که دلواپست نباشم

ای کاش خبری از تو داشتم

خبری هر چند کوتاه

ای کاش

ای کاش که خوب باشی

ای کاش که همه چیز بر وفق مرادت باشد

ای کاش که شاد باشی

برایت بهترین ها را آرزومندم

 

[ پنجشنبه پنجم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 0:49 ] [ سوگل ] [ ]

دل که تنگ است کجا باید رفت ؟

به در و دشت و دمن ؟

یا به باغ و گل و گلزار و چمن؟

یا به یک خلوت و تنهایی امن

دل که تنگ است کجا باید رفت؟

پیر فرزانه ی من بانگ بر آورد

که این حرف نکوست

دل که تنگ است برو خانه دوست

شانه اش جایگه گریه توست

سخنش راه گشا

بوسه اش مرهم زخم دل توست

عشق او چاره دلتنگی توست

باز گفتم :

خانه دوست کجاست

گفت : پیدایش کن

آنجا پر از مهر و صفاست

صبح امروز کسی گفت به من :

تو چقدر تنهایی !

گفتمش در پاسخ :

تو چقدر حساسی

تن من گر تنهاست

دل من با دلهاست

دوستانی دارم

بهتر از برگ درخت

که دعایم گویند

و دعاشان گویم

یادشان در دل من

قلبشان منزل من

صافی آب مرا یاد تو انداخت رفیق!

تو دلت سبز

لبت سرخ

چراغت روشن

چرخ روزیت همیشه چرخان

نفست داغ

تنت گرم

دعایت با من

روزهایت پی هم خوش باشد

(فریدون مشیری)

[ دوشنبه دوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 22:26 ] [ سوگل ] [ ]
سلام

امروز یکی از بستگان به رحمت خدا رفته بود و مراسم تشیح جنازه بودم

داشتم با خودم فکر می کردم

که ما آدم ها خیلی زود فراموش می کنیم

فراموش می کنیم که قرار است

یک روز این راه را به آخر برسانیم

و توشه ای که برای خود جمع کردیم که البته اگه چیزی داشته باشیم

با خود ببریم

با مرگ دوستان و عزیزان ناقوسی به صدا در می آید و هشداری برای ماست

که ای اتسان حواست را جمع کن

به کارهایی که انجام می دهی

به حرف هایی که می زنی

به نامی که از خود به جا می گذاری

مال و اموال همه از بین رفتنی هستند

اما یاد نیک و نام نیک پا بر جاست

شاعر میگه که به حق خوب میگه

عبادت به جز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست

چند سال گذشته حس عجیبی داشتم

فکر می کردم که کسی یادم نیست

من برای کسی اهمیت ندارم

یادم یه روز استاد کامپیوتر می خواست یه آهنگ برای کامل کردن کارم برام بفرسته

گفت اسم بلوتوثت چیه

گفتم : فراموش شده

کلی عصبانی شد و با عصبانیت گفت همین الان اسمش را عوض کن

و در ادامه گفت : شخصیت تو فراموش نمی شود

و من هم اسم بلوتوثم را گذاشتم بیاد ماندنی

از اینی که ببینم کسی به یاد من هست حالا پیامی میده حالی میپرسه و یا به دیدنم میاد

احساس خوبی پیدا می کنم احساس زندگی

البته من همیشه سعی کردم به همه خدمت کنم

حالا بعضی ها زیاده خواه بودند و یا باور نداشتند اون بحث دیگری است

این خانمی هم که امروز مراسم تدفینشون بود

زن خوبی بود به همه خدمت می کرد سرش درد می کرد برای خدمت به مردم

خدایش بیامرزد

[ یکشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 23:31 ] [ سوگل ] [ ]
سلام بر دوستان مجازی

امیدوارم که حالتان خوب باشد و همه چیز بر وفق مراد باشد

خیلی وقته که چیزی ننوشتم

البته من نوشتن را دوست دارم

نوشتن باعث می شود که کمی آرام بشم

زندگی پر است از اتفاقات خوشایند و ناخوشایند

و گاهی آنقدر ذهنم درگیر هست که کلافه می شوم

روزهایی بود که دوستی داشتم که با تعریف کردن مشکلات با حرفاش آرام می شدم

اما الان نیست

دلم خیلی گرفته گاهی قلبم درد می گیره

هر چی که بزرگ تر بشی

مشکلات هم با تو بزرگ میشه

اولش فقط مشکل خودت هست

اما با گذشت زمان باید برای مشکلات همه چاره ای بیاندیشی

حتی اگر راه کاری هم پیدا نکنی

تمام ذهنت در گیر میشه

مثل الان من

ما هفت تا خواهر و برادریم که یک پدر و مادر ما را تربیت کردند

اما هر چی که فاصله ی سنی بین پدر و مادرمان با بچه ها بیشتر شده

اثر تربیت هم کم رنگ تر شده

بابا خدا بیامرز به دوره ما بچه ها که بزرگتر بودیم جوان تر بود

و شاداب تر بود خدا را شکر سالم هم بود

اما با بالا رفتن سن سلامتی بابا هم رفته رفته کمتر می شد

البته شاید از نظر مالی هم در تنگنا بودیم

در هر صورت همه چیز دست به دست هم داد

و تربیت و نوع نگاه ما به زندگی با هم فرق کرد

وقتی نوع نگاهت فرق کنه زندگیت هم فرق می کنه

اعتقاداتت هم فرق می کنه

به اعتقاد خودت کارهایت بدون اشتباه است

ولی به دید دیگران شاید کارهایت پر از اشتباه باشد

و این برای هر دو دسته سخت است

خلاصه که خیلی دلم گرفته

قدیم ها وقتی که خیلی دلم می گرفت

میرفتم خونه مامان وقتی به بابا نگاه می کردم

دلم آروم می گرفت نیاز نبود براش چیزی را تعریف کنم

نگاه پر از محبتش تمام سختی ها را آسان می کرد

الان مامان هست که خدا کنه سایه اش از سر ما کم نشه

نگاه مامان با بابا خیلی فرق داره

الان هم که مامان کلی رسیدگی میخواد

ای کاش بابا بودی

ای کاش بودی

که مطمئن هستم اگه بودی مشکلات خانواده خیلی کمتر بود

اقتدار و مدیریت بابا جای حرف برای کسی نمی گداشت

من هر لحظه یاد بابا هستم

اما هر وقت که ذهنم درگیری زیادی داره

بند بند وجودم بیقرارش میشه

مثل الان

فراموش کردن کسانی که دوستشان داریم

محال است

فراموش کردن کسانی که از آن ها خاطرات تلخ و شیرین داریم

محال است

شاید کسانی را که دوستشان داریم نبینیم

و یا به خیال خودمان فراموششان کرده باشیم

اما با کوچکترین ردی از آن ها تمام خاطرات

مثل فیلم از جلوی چشمانمان رد می شود

و قلبمان به تپش می افتد

نمی دانم از خودم گله مند باشم

 از عزیزانی که اطرافم هستند

و یا از عزیزانی که از من فرسنگ ها دور هستند

امیدوارم خدا مثل همیشه

راهی برای آرام شدن سر راهم قرار دهد

این روزها اصلا خوب نیستم و ادای آدم های خوشحال را در می آورم

برایم دعا کنید

[ چهارشنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 23:48 ] [ سوگل ] [ ]

خودداری

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .
وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !
رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!


[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 0:49 ] [ سوگل ] [ ]
سلام شب شما خوش

فکر کنم نزدیک به چهار سال هست که این وبلاگ را راه اندازی کردم

حرف های زیادی داخلش نوشتم

حرف هایی که از اعماق وجودم برخاسته بود

خیلی ها آمدن و رفتن

نظر دادند و یا فقط مطالب را خواندن

با خیلی ها آشنا شدم

و خیلی ها هم با به روز کردن مطالب

متوجه می شدن که من هستم

زنده ام و هنوز این فضا برام مهمه

خیلی وقته دیگه دلم نمیخواد چیزی بنویسم

دلم میخواد مدتی به خودم و آدم هایی که توسط این فضا

از حالم با خبر می شدن

استراحت بدم

برم حالا کی بر می گردم معلوم نیست

کی مطلب جدیدی

و یا درد دل جدید می نویسم معلوم نیست

این روزا خیلی ذهنم در گیر

بیخیال

برایتان بهترین ها را آرزو می کنم

نگاه خدا و لبخند خدا

بهترین چیزیست که  می توانم برایتان  بخواهم

امیدوارم سالی پر از خوشی و موفقیت در پیش داشته باشید .

از همه ی کسانی که مرا همراهی کردند

نظر دادند و حتی بی صدا آمدند و رفتند

ممنونم

روزگار بر شما خوش

به امید روزی که از دلهایمان به غیر شادی

صدایی شنیده نشود .

 

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 21:57 ] [ سوگل ] [ ]

[ پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:29 ] [ سوگل ] [ ]
همیشه از خوبی آدم های برای خودت دیوار بساز...
هر وقت به تو بدی کردند....
فقط یک آجر از روی دیوار بردار .....
بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی .......

حکایت ما آدم هاست

عمری به کسی خوبی میکنی

تا کوچکترین بدی را می بینی

چشمانشان کور می شود

و خوبی هایی که کردی را نمی بینند

پا میزازن روی همه چیز

شاید برای تو بگذره

اما این درسی میشه برای بقیه

اونایی که تو را میشناسند

با خودش میگن

فلانی با این همه خوبی که کرده بود چی شد ؟

دلیلی نداره ما هم مثل اون باشیم

اینطوری میشه

که خوبی ها کم کم بی رنگ میشه

و زمانی میرسه که دیگه هیچ خوبی نمیمونه

خدا نکند ذات خوب آدم ها دستخوش رفتار دیگران بشه

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:17 ] [ سوگل ] [ ]

دلم میخواد بنویسم

اما جرات نوشتن ندارم

دلم خیلی گرفته

گفتنی هام زیاده

اما گوشی برای شنیدن ندارم

البته خدا

که

تمام حرف های ما را میدونه

گاهی که نه همیشه با ما بازی میکنه

ما را وادار میکنه

به زبان بیاوریم

آنچه که در دلمون هست

آنچه که نیازمان است

و آنچه که می خواهیم

گاهی به حرفهایمان گوش می دهد و

هر آنچه می خواهیم انجام می شود

و گاهی هم با کمی فاصله انجام می شود

و گاهی هم اصلا بر آورده نمی شود

و امیدواریم که بهترین را خودش برایمان رقم بزند

خدایا

هر آنچه که

در کبریای ملکوتیت مناسب ماست

هر آنچه که خودت صلاح می دانی

از جود و کرمت ارزانیمان کن

یک سال دیگه تمام شد

و من یک سال پیرتر شدم

یک سال کم حوصله تر شدم

یک سال خسته تر شدم

یک سال به تجربیاتم اضافه شد

خیلی ها به دنیا آمدند

خیلی ها هم از دنیا رفتند

دوستان جدید پیدا کردیم

و بعضی از دوستانمان هم از ما جدا شدند

روزهایی داشتیم که با شادی سپری شد

و روزهایی هم داشتیم که با اشک چشمانمان سپری شد

سالی پر از خاطرات تلخ و شیرین

سالی پر از اتفاقات خوب و بد

که اگه قرار باشه اتفاقات را در کفه های ترازو قرار دهیم

کفه ی اتفاقات خوب سنگین تر است

خدایا شکرت

خدایا صد هزار مرتبه شکرت

خدایا قرار نیست که سالی را که برایمان رقم میزنی

سالی باشد که تمام و کمال شادی و خوشبختی باشه

چرا که اگر اتفاقات بد نباشه قدر و شکر اتفاقات خوب میسر نمیشود

خدایا هر آنچه که در خزانه ی رحمت و رحمانیت هست

نثار بندگانت کن

خدایا نگاهت را از روی بندگانت بر ندار

خدایا تا کنون دستم را گرفتی

زین پس هم بگیر

که من همیشه به تو نیاز دارم

ای مهربانترین مهربانان

پیشاپیش

عید

بر

شما

دوستان

مبارک باد

[ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:59 ] [ سوگل ] [ ]

قلب شکستن هنر انسان هاست ،

 

گر شکستی قلبی


فردا میشکند دگری

قلب تو را . . .

دلت که تنگ میشه

بیقرار میشی

قلبت سنگین میشه

دنبال جوابش می گردی

هی میگردی

و هی میگردی

هیچی براش پیدا نمیکنی

با شنیدن یک آهنگ

با ابری شدن هوا

با حرفی که دیگری بهت میزنه

خلاصه با هر بهانه ای

چه موضوع قابل عرض

و چه موضوع پیش پا افتاده

دنبال راه کار می گردی

دلت میخواد فریاد بزنی

دلت میخواد یه دل سیر گریه کنی

گریه ای که هیچ کس نگه کافیه

وقتی خوب اشک ریختی

کمی احساس سبکی میکنی

الان هم قلبم سنگینه

از زمونه و بازیهایی که با آدم ها داره

از مردم و فریبهایی که می خورند

و فریب کارهایی که فریب می دهند

دیگه هیچ کس جای خودش نیست

یادش بخیر

یه زمانی هر چیزی و هر کسی جای خودش بود

اما الان هیچ مهره ای در جای خودش قرار نداره

تو محیط کار یه جور باید فکرت در گیر بشه

تو محیط خونه و بستگان یه جور دیگه

خلاصه که این زندگی شده

درگیری های ذهنی که تو هیچ راه حلی هم براش پیدا نمی کنی

 

پروردگارا

پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم

رهایم نکن تا اسیردست روزگار نگردم

باورم باش تا محتاج روزگار نباشم

همدمم باش تا تنهای روزگار نباشم

کنارم بمان تا همدم روزگار نگردم

مهربانم بمان تا به دنبال روزگار نامهربان نباشم

عاشقم باش تا عاشق این روزگار پست و بی حیا نگردم

وخدایم باش تا بنده این روزگار نباشم

[ یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:14 ] [ سوگل ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

12 ماه گذشت
بعضی ها دلشون شکست
بعضی ها دل شکوندن
خیلی ها عاشق شدن
و خیلی ها تنها
خیلی ها از بینمون
و خیلی ها به دنیا اومدن
گریه کردیم و خندیدیم
زندگی بر خلاف آرزوهامون گذشت
پیشاپیش عیدتون مبارک
امیدوارم سالی پر از بر آورده شدن آرزوهاتون در پیش داشته باشید .
موقع سال تحویل ما را از دعای خیرتان بی نصیب نکنید .