خودداری

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .
وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !
رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!


[ جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 0:49 ] [ سوگل ] [ ]
سلام شب شما خوش

فکر کنم نزدیک به چهار سال هست که این وبلاگ را راه اندازی کردم

حرف های زیادی داخلش نوشتم

حرف هایی که از اعماق وجودم برخاسته بود

خیلی ها آمدن و رفتن

نظر دادند و یا فقط مطالب را خواندن

با خیلی ها آشنا شدم

و خیلی ها هم با به روز کردن مطالب

متوجه می شدن که من هستم

زنده ام و هنوز این فضا برام مهمه

خیلی وقته دیگه دلم نمیخواد چیزی بنویسم

دلم میخواد مدتی به خودم و آدم هایی که توسط این فضا

از حالم با خبر می شدن

استراحت بدم

برم حالا کی بر می گردم معلوم نیست

کی مطلب جدیدی

و یا درد دل جدید می نویسم معلوم نیست

این روزا خیلی ذهنم در گیر

بیخیال

برایتان بهترین ها را آرزو می کنم

نگاه خدا و لبخند خدا

بهترین چیزیست که  می توانم برایتان  بخواهم

امیدوارم سالی پر از خوشی و موفقیت در پیش داشته باشید .

از همه ی کسانی که مرا همراهی کردند

نظر دادند و حتی بی صدا آمدند و رفتند

ممنونم

روزگار بر شما خوش

به امید روزی که از دلهایمان به غیر شادی

صدایی شنیده نشود .

 

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 21:57 ] [ سوگل ] [ ]

[ پنجشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 11:29 ] [ سوگل ] [ ]
همیشه از خوبی آدم های برای خودت دیوار بساز...
هر وقت به تو بدی کردند....
فقط یک آجر از روی دیوار بردار .....
بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی .......

حکایت ما آدم هاست

عمری به کسی خوبی میکنی

تا کوچکترین بدی را می بینی

چشمانشان کور می شود

و خوبی هایی که کردی را نمی بینند

پا میزازن روی همه چیز

شاید برای تو بگذره

اما این درسی میشه برای بقیه

اونایی که تو را میشناسند

با خودش میگن

فلانی با این همه خوبی که کرده بود چی شد ؟

دلیلی نداره ما هم مثل اون باشیم

اینطوری میشه

که خوبی ها کم کم بی رنگ میشه

و زمانی میرسه که دیگه هیچ خوبی نمیمونه

خدا نکند ذات خوب آدم ها دستخوش رفتار دیگران بشه

 

[ چهارشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:17 ] [ سوگل ] [ ]

دلم میخواد بنویسم

اما جرات نوشتن ندارم

دلم خیلی گرفته

گفتنی هام زیاده

اما گوشی برای شنیدن ندارم

البته خدا

که

تمام حرف های ما را میدونه

گاهی که نه همیشه با ما بازی میکنه

ما را وادار میکنه

به زبان بیاوریم

آنچه که در دلمون هست

آنچه که نیازمان است

و آنچه که می خواهیم

گاهی به حرفهایمان گوش می دهد و

هر آنچه می خواهیم انجام می شود

و گاهی هم با کمی فاصله انجام می شود

و گاهی هم اصلا بر آورده نمی شود

و امیدواریم که بهترین را خودش برایمان رقم بزند

خدایا

هر آنچه که

در کبریای ملکوتیت مناسب ماست

هر آنچه که خودت صلاح می دانی

از جود و کرمت ارزانیمان کن

یک سال دیگه تمام شد

و من یک سال پیرتر شدم

یک سال کم حوصله تر شدم

یک سال خسته تر شدم

یک سال به تجربیاتم اضافه شد

خیلی ها به دنیا آمدند

خیلی ها هم از دنیا رفتند

دوستان جدید پیدا کردیم

و بعضی از دوستانمان هم از ما جدا شدند

روزهایی داشتیم که با شادی سپری شد

و روزهایی هم داشتیم که با اشک چشمانمان سپری شد

سالی پر از خاطرات تلخ و شیرین

سالی پر از اتفاقات خوب و بد

که اگه قرار باشه اتفاقات را در کفه های ترازو قرار دهیم

کفه ی اتفاقات خوب سنگین تر است

خدایا شکرت

خدایا صد هزار مرتبه شکرت

خدایا قرار نیست که سالی را که برایمان رقم میزنی

سالی باشد که تمام و کمال شادی و خوشبختی باشه

چرا که اگر اتفاقات بد نباشه قدر و شکر اتفاقات خوب میسر نمیشود

خدایا هر آنچه که در خزانه ی رحمت و رحمانیت هست

نثار بندگانت کن

خدایا نگاهت را از روی بندگانت بر ندار

خدایا تا کنون دستم را گرفتی

زین پس هم بگیر

که من همیشه به تو نیاز دارم

ای مهربانترین مهربانان

پیشاپیش

عید

بر

شما

دوستان

مبارک باد

[ سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:59 ] [ سوگل ] [ ]

قلب شکستن هنر انسان هاست ،

 

گر شکستی قلبی


فردا میشکند دگری

قلب تو را . . .

دلت که تنگ میشه

بیقرار میشی

قلبت سنگین میشه

دنبال جوابش می گردی

هی میگردی

و هی میگردی

هیچی براش پیدا نمیکنی

با شنیدن یک آهنگ

با ابری شدن هوا

با حرفی که دیگری بهت میزنه

خلاصه با هر بهانه ای

چه موضوع قابل عرض

و چه موضوع پیش پا افتاده

دنبال راه کار می گردی

دلت میخواد فریاد بزنی

دلت میخواد یه دل سیر گریه کنی

گریه ای که هیچ کس نگه کافیه

وقتی خوب اشک ریختی

کمی احساس سبکی میکنی

الان هم قلبم سنگینه

از زمونه و بازیهایی که با آدم ها داره

از مردم و فریبهایی که می خورند

و فریب کارهایی که فریب می دهند

دیگه هیچ کس جای خودش نیست

یادش بخیر

یه زمانی هر چیزی و هر کسی جای خودش بود

اما الان هیچ مهره ای در جای خودش قرار نداره

تو محیط کار یه جور باید فکرت در گیر بشه

تو محیط خونه و بستگان یه جور دیگه

خلاصه که این زندگی شده

درگیری های ذهنی که تو هیچ راه حلی هم براش پیدا نمی کنی

 

پروردگارا

پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم

رهایم نکن تا اسیردست روزگار نگردم

باورم باش تا محتاج روزگار نباشم

همدمم باش تا تنهای روزگار نباشم

کنارم بمان تا همدم روزگار نگردم

مهربانم بمان تا به دنبال روزگار نامهربان نباشم

عاشقم باش تا عاشق این روزگار پست و بی حیا نگردم

وخدایم باش تا بنده این روزگار نباشم

[ یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:14 ] [ سوگل ] [ ]

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده.

ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

رنج را نباید امتداد داد

باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره

از بعضی آدم‏ها بگذری

و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که:

نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه

نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم

بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری،

اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛

ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

اگر بتونی دیگری را همونطور كه هست بپذیری

و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره

اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

كسی كه دوستت داره، همش نگرانته.

به خاطر همین بیشتر از اینكه بگه دوستت دارم

میگه مواظب خودت باش.

 

 

و بالاخره خواهی فهمید که :

 

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

 

یک کم کنجکاوی پشت "همین طوری پرسیدم"هست.

 

قدری احساسات پشت "به من چه اصلا" هست.

 

مقداری خرد پشت "چه میدونم" هست.

 

و اندکی درد پشت "اشکالی نداره" هست.

[ پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 7:39 ] [ سوگل ] [ ]

 دنیا هم که از آن تو باشد


تا زمانی که درون قلب یک زن جایی نداشته باشی


درون آوازهای عاشقانه زن زندگی نکنی


و سهمی از دلشوره های زنی نباشی


فقیرترین مردی


(شکسپیر)


روز جهانی زن بر تمام مهر بانو های

 

سرزمینم


مبارک باد

[ یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:11 ] [ سوگل ] [ ]

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت :

مامانم گفته چیزهایی که در این لیست توشته رو بهم بدی ، این هم پولش

بقال کاغذ را گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد بعد لبخندی زد و گفت : چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی می توانی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد مرد بقال احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات خجالت می کشد گفت : دخترم خجالت نکش بیا جلو خودت شکلاتها را بردار

دخترک پاسخ داد :نمی خوام خودم بردارم نمیشه شما بهم بدین ؟

بقال با تعجب پرسید : چرا دخترم ؟ مگه چه فرقی می کنه ؟

دخترک خنده ای کرد و گفت : آخه مشت شما از مشت من بزرگتره !!

خدایا تو مشتات بزرگتره

میشه از رحمت و جود و کرمت به اندازه ی مشتای خودت به ما ببخشی !!!

[ جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 21:29 ] [ سوگل ] [ ]
امروز روز خیلی خسته کننده ای بود

خدایا کمکم کن

خدایا دلم یه خواب بی دغدغه می خواد

خدایا میدونم گفتی :

هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهم

اما فکر نکنم منو گفته باشی

من مقرب نیستم

دلم میخواد خوب باشم

دلم میخواد همونی که تو خواستی باشم

اما میدونم خطا دارم

پس کمک کن

کمکم کن تا همونی بشم که میخواهی

یه بنده خوب و کار درست

خدایا دستم که به آسمانت نمی رسه

اما دست تو که به من میرسه

مثل همیشه که اگه دست تو نبود

من الان ته چاه بودم

و شاید هم اصلا نبودم

خدایا تو را قسمت می دهم

به بهترین هایت

نگاهی مثل همیشه به من بیانداز

خدایا ممنونتم 

خدایا ممنونتم ....َ

 

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 22:20 ] [ سوگل ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

12 ماه گذشت
بعضی ها دلشون شکست
بعضی ها دل شکوندن
خیلی ها عاشق شدن
و خیلی ها تنها
خیلی ها از بینمون
و خیلی ها به دنیا اومدن
گریه کردیم و خندیدیم
زندگی بر خلاف آرزوهامون گذشت
پیشاپیش عیدتون مبارک
امیدوارم سالی پر از بر آورده شدن آرزوهاتون در پیش داشته باشید .
موقع سال تحویل ما را از دعای خیرتان بی نصیب نکنید .